اخبار کنکور

سرمقاله آفرینش/ عدم برنامه‌ریزی مناسب برای حذف کنکور

کنکور سراسری، به واسطه ماهیت سرنوشت‌سازش، سالها در صدر اخبار آموزشی قرار داشت، حالا هم که با افزایش ظرفیتهای دانشگاهی و کاهش تعداد داوطلبان، تب کنکور، تا حد زیادی فروکش کرده، حذف آن، به یکی از پررنگ‌ترین تیترهای خبری چندسال اخیر، تبدیل شده است.

هر چند پیش‌تر، مسئولان اعلام کرده بودند کنکور تا سال 90 به طور کامل، حذف خواهد شد، اما این طرح که همواره موافقان و مخالفانی داشته، اجرایی نشد و تنها طرحهایی مثل تاثیر سوابق تحصیلی، توانست چهره کنکور را تا اندازه‌ای، دستخوش تغییر کند.

 بالاخره بعد از حرف و حدیث‌های بسیار، مسئولان سازمان سنجش در سال گذشته اعلام کردند کنکور حذف نخواهد شد، چرا که در برخی رشته‌ها و دانشگاه‌های پررقابت، وضع به گونه‌ای است که حداقل تا پنج سال آینده، امکان حذف کنکور وجود ندارد و حتی درصورت حذف کنکور در این کدرشته‌محل‌ها، باز هم لازم است دانشگاهها آزمونی داخلی و چه‌بسا دشوارتر را تدارک ببینند که بتواند از میان خیل متقاضیان، افراد دارای صلاحیت را برای تحصیل در این رشته - دانشگاه‌ها مشخص کند. با وجود همه اینها، همچنان بسیاری از کارشناسان آموزشی و شاید عموم جامعه، طرفدار حذف این آزمون هستند و کنکور را دارای تبعات و فشارهای روانی منفی بر دانش‌آموزان می‌دانند. در این نوشتار، مطلقا نمی‌خواهیم درباره حذف شدن یا نشدن کنکور، اظهار موافقت یا مخالفت کنیم. مسأله مهمی که مطلب حاضر، درصدد پرداختن به آن است، معضلی است که ما در زمینه‌های دیگر هم به نوعی با آن مواجه هستیم و آن، عبارت است از سعی در الگوبرداری صرف از کشورهای دیگر، بدون اینکه زمینه‌سازی‌ لازم برای تصمیم جدید را در این الگوبرداری‌ها لحاظ کرده باشیم. درست است که در کنار کشورهای برگزار کننده کنکور مثل چین، فرانسه، ژاپن، کره و...، در بسیاری از کشورها هم، کنکور برگزار نمی‌شود و ورود به آموزش عالی، از طریق شرکت در آزمون داخلی دانشگاهها و یا براساس سوابق تحصیلی فرد صورت می‌گیرد، اما آیا در کشور ما، مقدمات لازم برای حذف کنکور، ایجاد شده است؟
به عنوان مثال، یکی از راه‌حلهایی که برای کاستن از فشار کنکور، در مقطع کاردانی و کارشناسی، چندسالی است به مرحله اجرا درآمده، پذیرش بدون کنکور، پولی و نظیر آن است. آیا افزایش غیرمنطقی ظرفیت‌های دانشگاهی و پذیرش بی‌قیدوشرط متقاضیان، راهکاری اصولی برای کاستن از حجم استرس کنکور در داوطلبان بوده است؟ نظیر این مسأله را ما در دوره ابتدایی، در جریان حذف نمره هم شاهد بوده‌ایم؛ بعد از سالها بحث و سخن درخصوص تاثیر منفی نمره‌گرایی، رقابت‌ براساس نمره و...، مسئولان آموزشی کشور تصمیم گرفتند نمره را از کارنامه دوره ابتدایی، حذف، و به جای آن، ارزشیابی توصیفی را جایگزین کنند که به جای نمرات یک تا بیست، وضع تحصیلی دانش‌آموزان را با وضعیت‌هایی نظیر نیاز به تلاش و خوب و خیلی خوب، مشخص می‌کند. یکی از استدلالات موافقان این طرح، این بود که دانش‌آموز باید در مدرسه، به جای اینکه صرفا به دنبال نمره باشد، مهارت‌های عملی زندگی را بدون دغدغه بیاموزد؛ مساله‌ای که چون زیرساختها و مقدمه‌چینی‌های لازم از قبل برای آن فراهم نشده بود، نه فقط ما را به اهداف متعالی این‌چنینی نرساند، بلکه امروز عملا با دبستان‌هایی مواجه هستیم که در آنها، دانش‌آموزان بدون یادگیری کامل و واقعی، وارد پایه بعد می‌شوند و بعضا در پایه ششم، شاهد وجود دانش‌آموزانی هستیم که بدون اغراق، حتی در نوشتن نام و نام خانوادگی خود نیز با مشکل مواجهند.
شاید هدف کسانی که طرح ارزشیابی توصیفی را به مرحله اجرا درآوردند، بهبود کیفی مدارس بود، اما اکنون، علاوه بر محقق نشدن این هدف، دانش‌آموزان از علم‌آموزی درست و یادگیری کامل نیز محروم می‌شوند. حال، در زمینه کنکور هم، همین امر، قابل تسری بوده و مصداق دارد. ما در مقام دفاع از برپایی کنکور نیستیم، بحث بر سر این است که آیا درحالی که تمایل داریم طرحهایی نظیر آنچه در برخی کشورها اجرا می‌شود را به مرحله اجرا درآوریم، همانند آنها، درارتباط با زیرساختها و مقدمات لازم برای کار، همه‌جانبه‌نگری و فراهم‌سازی مقدمات را موردتوجه قرار داده‌ایم و یا می‌خواهیم تنها به برخی تغییرات فرمالیته که در عمل، نتایجی بدتر را رقم می‌زنند، دست بزنیم؟ و سوال آخر این که آیا درصدد ارتقای سواد و بهبود سوادآموزی هستیم یا گسترش بی‌سوادی و کم‌سوادی؟؟

گذاشتن نظر